صدای پای کاروان می‌آید

صدای پای کاروان می‌آید

[ مجتبی رمضانی ]
صدای پای کاروان می‌آید
به این کویر تشنه جان می‌آید
به زیر سایه‌ی امیرِ عالَم
سپاه آسمانیان می‌آید

یک لشکر به سمت بی‌کران شده عازم
یک صحرا هلاک شوکت بنی‌هاشم
یک دریا عسل به لطف هیبتِ قاسم

زمین در فراز، آسمان در نشیب
سراپا جگر پا به سر بی‌رقیب
به روی لبان زُهیر و حبیب

امیری حسینٌ و نعم الامیر...
****
مخدّرات غرق نورِ کوثر
به زیر سایه‌ی علی‌‌اکبر
صدا زِ سوی طفل شیر‌خوارش بود
طنین نعره‌ی اَنابن الحیدر

یک گوشه عقیله محو روی دلداره
امید تمام خیمه‌ها علمداره
این یعنی عَلم به روی دوش سرداره

جوانان مطیع و لبالب یقین
همه مادران شیر و شیر‌آفرین
به لب‌های طفلان زینب عجین

امیری حسینٌ و نعم الامیر...

نظرات