نظرات
3 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالی
۳۰ آذر ۱۴۰۳

کاربر ناشناس کاربر
عشق
۱ تیر ۱۴۰۲

کاربر ناشناس کاربر
عاشق این ترکشم عالیه عالی تازگی دلره
۲۰ خرداد ۱۴۰۲

کربلا خونمه از چی دل بکَنم حق دارم که بگم با تو هم وطنم بارونِ بارون ، چشمای گریون ، این شبا گریه عادتم شده توی رؤیاشم ، کربلا باشم ، برا یکی دو ساعتم شده خیلی بیتابم ، نکنه خوابم ، حالا که دیگه نوبتم شده وای کربُبلا ، وای کربُبلا باز ببین اومدم با یه چشمای خیس جزو گریه کنات اسمَمو بنویس منم و اشکام ، همین رو میخوام ، که اینا یادگاری میمونه ما میریم اما ، از ما تو دنیا ، یه دنیا بیقراری میمونه با تو میدونم ، دل دیوونم ، توی پاییزم بهاری میمونه وای کربُبلا، وای کربُبلا دنیا میگذره و فکر آخرتم با تو شک ندارم غرق مغفرتم عشق تو پاکه ، شکر خدا که ، تو هیئتِ تو سینه زن شدم اگه گداتم ، از نوکراتم ، از کرم امام حسن شدم غمتو خوردم ، آخرش مُردم ، با پیرهن سیاه کفن شدم وای کربُبلا، وای کربُبلا شاعر: محمد اسداللّهی ***
3 نظر ثبت شده

عالی

عشق

عاشق این ترکشم عالیه عالی تازگی دلره