نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

مادرا چادر مشکی میزنن سرِ دخترا پدرا پیرهن مشکی میکنن تنِ پسرا نوکرا عزا به پا میکنن دور هم دیگه صفا میکنن با نصبِ بیرقِ عزای حسین خونشون رو کربلا میکنن حَرَمِت زندگیمونه مُحَرم زندگیمونه چیزی جز نوکری کردن برای آدم نمیمونه نوکرتم، عاشقِ مُحَرمتم... السّلام با یه سلام انگاری امشب کربلام السّلام آقا میذاری اربعین پیاده بیام ای امامِ مهربونِ خودم عاشقِ تواَم به جونِ خودم حرف کربلا وسط که میاد میخونم من از زبونِ خودم حَرَمِت خونمه آقا مُحَرَمت جونمه آقا کربلای تو رویای چشای گریونمه آقا (نوکرتم، عاشق مُحَرَمِتم)۲
هنوز نظری ثبت نشده