نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرکی هرچی شد داره میبّره یکی داره پیرهن پاره میبّره زینب میگه وای از دل رباب زیر عباش حرمله گهواره میبّره مادرت بمیره نبینه انگشتر نداری خودمو رسوندم، کسی نگه مادر نداری انگار اومد بر قلب من فرود خنجری که سرت رو از پیکرت ربود اونی که سر از تنت برید فکری به حال دل زینب نکرده بود لباتو میبوسم رگاتو میبوسم توروخدا دستو پا نزن نذار که ببینه انقده مادر رو صدا نزن افتادی بیحال رو سینت پرید صدای استخوناتو مادرت شنید دعوا میکردن سر عّبات غافل ازینکه خواهرت رو تل میدید ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد