نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امان از گودال، به پا شد جنجال ببخشند سادات، تنت شد پار پار نانجيبا از راه رسيدن و پيكر زخميتو كشيدن و اشكاى زينب رو نديدن بى هوا ميزدنش از جفا ميزدنش پيرمردا میزدنش *** صّلو عیکّ مّلیکُ السماء ای کشتۀ حسادت دنیا صّلو عیکّ مّلیکُ السماء ای تشنۀ مُقّطعُ الاعضا مظلوم بودیو از آب فرات محروم بودیو قلبت میتپید زنده بودیو رگهات رو برید میپاشه خون تو به آسمون ای کشتۀ فتاده به هامون زخماتو میدی به زینب نشون ای صید دستو پا زده در خون تنها بودیو، فکر خیمه زنها بودیو نزدیک اومدن، سنگت میزدن حتی بهت نمیدادن مجال تا یک نفس بگیری توگودال از ذوالجناحِ تو دارم سوال کی پیکرت رو کرده لگد مال تشنه بودیو زیر حجم دِشنه بودیو خنجر رو کشید، زنده بودیو سرت رو برید من ذّا الذی خّضّبی بِدِماء آه ای ستارۀ شب یلدا من ذّا الذی خّضّبی بِدِماء چی بر سر تو اومده بابا یا عزیز زهرا ای زخمی ترین، از رو ناقهها افتادم زمین، زخمی شد پّرّم بین شعله سوخت، موهای سرم چشماتو بستی عزیزم چرا دنیای من خوش اومدی اینجا کی دندوناتو شکسته بابا کی روی صورت تو گذاشته پا یا عزیز زهرا رو نِی بودیو، با منو عمه بزم نی بودی، حالم شد خراب دیدم رو سرت، میریختن شراب سوخته موهات، شده زخمی لبات جونم فدای غصهو دردات بابا حسین بمیرم من برات کنج تنور خولی نبوده جات عمه جون سِپرد با شدت یه سنگ به پیشونیت خورد فهمیدم چرا از روی نی سرت، افتاد زیر پا ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد