نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امان از دنيا، بميره بابا كه ذبحت كردن، رو دستم اينها ندارم سامون، چشام شد گريون سرت رو دستم، شده آويزون جون ميدى روى دستاى پدر حنجر تو پوشاند تیر سه پر حرمله داره ميخنده به اين چشمى كه از غم تو شده مثل ابر غنچۀ بى سر من، اى على اصغر من حاجى كوچك من، اى ذبيح اكبر من ندارم چاره، شدم بيچاره منو كُشته اين، گلوى پاره دلم رو كنده، لبت ميخنده سر كوچيكت، به مويى بنده مادرت ميشه از غصه هلاك تا ميبينه گلوى تو رو چاك سخته واسم با دستاى خودم پيكرت رو بذارم زير خاك آرزوهاى منو مادرت، رفت به فنا از خجالت تنتو، ميبرم زير عبا امان از مادر، كه ميشه مضطر رباب از غصه، ميميره آخر گلوى پاره، سر شير خواره الهى غارت، نشه گهواره جون ميده مادر تو به خدا تا سر تو نره به نيزهها واى از اون لحظهاى كه ميبينه پيكرت رو به زير دست و پا بى قراره مادرت، لحظه لحظه پسرم واى اگر بيفتى از، روى نيزه پسرم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد