نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین جان، قبول کن ازم این دو قربونیو جانِ خواهر بذار مثل اکبر بشن رو سپید پیش مادر، واویلا حسین جان، الهی بمیرم برات دیگه لشکر نداری نخور غصه زینب نمرده هنوز مارو داری، واویلا جوونامو هدیه آوردم، کاری کن به دستای تقدیر سپردم، کاری کن نزن دست رد روی قلبم میمیرم برات اسم مادر رو بردم کاری کن حسین جان، به من حق بده تا که تو خیمه آروم نشینم غریبی و بییاوریتو با چشمام ببینم، واویلا حسین جان، اینا آرزوشون همینه تو راهت شهید شن قسم میدمت که نذار بچههام ناامید شن، واویلا بذار که برای غریبیت پرپر شن اجازه بده تا شبیه اکبر شن من این دستهگلهامو کردم نذر تو قبول کردم اینو که حتّی بیسر شن حسین جان، بهم میشه قطعاً جسارت من اینو میدونم توی شام و کوفه یه لحظه نمیدن امونم، واویلا میبندن طناب روی دستهام، میدونم منو میزنند از روی بام، میدونم سرم میشکنه توی کوفه، با سنگها میخندن بهم مردم شام میدونم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد