نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین جان، حسین جان، منم سفیر عشق تو حسین جان، حسین جان، شدم اسیر عشق تو ای امیرم، شده بی كسیِ كوفه تقدیرم دمِ آخری كه تشنه می میرم به لبم حسین حسین دم می گیرم قسم می دهم تورا جان مادرت زهرا كوفه میا كوفه میا همان ها، كه اینجا، به نایبت می پیوستند شبانه، به خانه، رَهَم ندادند در بستند كن نگاهم، كه حلالیت ز زینب می خواهم نامه ای كه داده ام، شد گناهم شدی آواره و من، روسیاهم قسم می دهم تورا جان مادرت زهرا كوفه میا كوفه میا به هرسو، زدم رو، چنان شرر زد جانم را كه بردم، سپردم، به دشمنم طفلانم را خسته حالم، به شهادت به راهت می بالم ولی این چنین اگر كه می نالم به خدا فقط به فكر گودالم قسم می دهم تورا جان مادرت زهرا كوفه میا كوفه میا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد