نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کوچه گردی غریبم به کوفه بی کَسی شد نصیبم به کوفه خستهام از جدایی ره ندارم به جایی بر لبم، التماسِ دعایی میشود که به کوفه نیایی بُرده عشقت، پایِ دارَم سر برایت، میگذارم (وای حسینم)2 *** با لبِ پاره گویم سلامت می دهد اشکِ مُسلم، پیامت آسمان، غم بگیرد قلبِ عالم بگیرد با رقیه بگو دَم بگیرد چادرِ عمه زینب بگیرد آتش و چوب، یک بغل سنگ معجری آه، میخورد چنگ (وای حسینم)2 *** کوفه سرگرمِ سرنیزه سازی بس که در فکرِ مهمان نوازی دستِ رَد بر حیا زد خواهرت را نخواهد آخرش جای گُل میفرستن تازیانه برای خوش آمد کوفه خیلی، بد دهان است تیرِ بغضش، در کمان است (وای حسینم) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد