مولا، بر من و كوفه نظر كن
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن6
بازدید2.1K
مولا، بر من و كوفه نظر كن مولا، جانِ من ترك سفر كن با دو چشم تَر، میزنم بر سر چون تو را آواره كردم نیمه شب حالا، بی كَس و تنها بی پناه و كوچه گردم آخرِ كارم، یابن زهرا ذكر تو دارم، یابن زهرا سیدی مولا، یابن زهرا *** ای كه، قصد شهر كوفه داری بینِ، مردمش جایی نداری اهل این كوفه، تا قیامت از نام حیدر كینه دارند كوفیان فكرِ، كشتنت هستند بغض تو در سینه دارند عهد خود را با، من شكستند بر رویم دربِ، خانه بستند سیدی مولا یابن زهرا *** بازار، غرق در جوش و خروش است نعلَ، تازه اینجا پُر فروش است كوفه می خواهد، از كبوترها زنده زنده پَر بِبُرد ترسِ آن دارم، در برِ زینب از تن تو سر بِبُرد كوفه دارد جنگ، با گل یاس می بُرد از تن، دست عباس سیدی مولا یابن زهرا ***