کوفه را با تو حسین جان سرو پیمانی نیست

کوفه را با تو حسین جان سرو پیمانی نیست

[ حنیف طاهری ]
کوفه را با تو حسین جان سر و پیمانی نیست
هرچه گشتم به خدا صحبت مهمانی نیست

به خدا نامه نوشتم به حضورت نرسید
آن چه مانده‌ست مرا غیر پشیمانی نیست

کارم این است که تا صبح فقط در بزنم
غربتی سخت‌تر از بی سر و سامانی نیست

جگرم تشنۀ آب و لبِ من تشنۀ توست
بین کوفه به خدا مثل من عطشانی نیست

من از این وجه شباهت به خودم میبالم
قابل سنگ زدن هر لبو دندانی نیست

من روی بام چرا، تو ته گودال چرا
دل من راضی ازین شیوۀ قربانی نیست

زِرِهّم رفت ولی پیرهنم دست نخورد
روزیِ مُسلمت انگار که عریانی نیست

هر چه شد باز زنو بچه کنارم نّبُوّد
که عبور از وسط شهر به آسانی نیست

شاعر: علی اكبر لطیفیان

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر محرم

محبوب ترین محرم و صفر محرم

نظرات