
رنگ مشکی عزاداری، در عالم پخش شد سوخت دلها، دود اسپند محرم پخش شد تا ابد باز این چه شور ات را بنازم آتشم این چه شعری بود که در خلق عالم پخش شد منبری یا نوحه خوان یا سینه زن یا گریه کن هر چه منصب بود یکجا زیر پرچم پخش شد چای تلخ روضه زخم قلب ما خون کرد حبه ی قندی به ما دادند و مرهم پخش شد هر چه که ما برده ایم از سهم هیئت برده ایم در حسینیه ی کرمت جمع شد هم پخش شد از محرم میتوان فهمید روزی دست کیست؟ فاطمه آهی کشید و عین ما غم پرور شد هرکسی آمد بی نصیب از قتلگاهت بر نگشت نامنظم شد تنش اما منظم پخش شد حق مطلب بر زمین میماند اگر زینب نبود خون دلا خورده شد تا اینکه کم کم پخش شد دل آشفته اگه حسین بگه درد داره که اینقده حسین میگه پر پروانه میخواد بسوزه که پای شمع تا به سحر حسین میگه گر چه نخ نماست ولی خیلی ساله پرچم سر گذر حسین میگه روز محشر چند قدم جلوتره نوکری که بیش تر حسین میگه کار استجابت دعاش یقینیه هر کسی با چشم تر حسین میگه این چه رسمیه پدر که میمیره جلو تابوتش پسر حسین میگه این چه عشقیه پسر که جون میده پشت تابوتش پدر حسین میگه ما توی سینه زنی حسین میگیم مادرش هم دم در حسین میگه ما ها دست به سینه اسمش رو میگیم مادرش دست به کمر حسین میگه خواهرش نفس نفس نفس زنان داره رو به روی سر حسین میگه