نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر مشامم میرسد عطر خوش کوی حسین آمده ماه محرم، آمده بوی حسین آیهی کهف الرقیب از وادی غم میرسد بار دیگر نوبت تعویض پرچم میرسد ماتم عظمیٰ نصیب عالم امکان شده رخت شاه بیکفن از عرش آویزان شده خضر دم میگیرد و عیسیٰ به سینه میزند نوح نوحه خوان شده، موسی به سینه میزند شور شیرینی به حان گریهکن افتاده است شال مشکی مرا زینب به دستم داده است بار تزیین کردن این خیمه را کم کرده است این سیاهی را خود حیدر فراهم کرده است گریه کردن را به نوکر فاطمه آموخته دستمال اشک را زهرا برایم دوخته غصهام را هیچکس مانند این مادر نخورد آبرویم را خرید و آبرویم را نبُرد پادویی کردم برایش پای کارم ایستاد وقت تنهایی حسین آمد کنارم ایستاد موسم ویران شدن، راه نشستم را گرفت خلق دستم را که بستند، زود دستم را گرفت قبلهی ما کربلا، سنگ نشان شش گوشه است چارگوش این حسینیه، همان شش گوشه است این مُحَرم مُحرِم وادی غم بودیم کاش دومین شب شد همه با هم حرم بودیم کاش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد