بر مشامم میرسد عطر خوش کوی حسین
سعید کرمعلیپسندیدن3
بازدید200+
بر مشامم میرسد عطر خوش کوی حسین آمده ماه محرم، آمده بوی حسین آیهی کهفُ الرَّقیم از بادهی غم میرسد بار دیگر نوبت تعویض پرچم میرسد ماتم عظمیٰ نسیب عالم امکان شده رخت شاه بیکفن از عرش آویزان شده شور شیرینی به جان سینهزن افتاده است شال مشکی مرا زینب به دستم داده است گریه کردن را به نوکر فاطمه آموخته دستمال اشک را زهرا برایم دوخته غصهام را هیچ کس مانند این مادر نخورد آبرویم را خرید و آبرویم را نبرد پادویی کردم برایش پای کارم ایستاد وقت تنهایی حسین آمد کنارم ایستاد ****** دلم دریاچهی غم شد دوباره بسوز ای دل محرم شد دوباره مکتب خونین اربابم کماکان برتر است نهضت سرخ شهادت مرد میدانپرور است سوی دلبر بال وا کردند این دلدادهها جان فدای امنیت بودند حاجی زادهها جبههی بر حق دین بیزار از اهریمن است چون رشید این خطه سرشار از شهید میهن است سرو شیعه ریشه خواهد زد توان خواهد گرفت با سلامی پیکر اسلام جان خواهد گرفت خاک ایران را حرم دیدند پس زائر شدند باقریها در قرار عاشقی حاضر شدند گور این نسل حرامیزاده را ما میکنیم نام اسرائیل را از نقشهها خط میزنیم تا نفس داریم در این راه جانبازیم ما آی کودککش تو را بیچاره میسازیم ما قوم صهیون را به زودی غرق ذلت میکنیم اربعین سمت نجف از غزه حرکت میکنیم قبلهی ما کربلا سنگ نشان ششگوشه است چهارگوش این حسینیه همان ششگوشه است این محرَم مُحرِم وادی غم بودیم کاش اولین شب شد شب جمعه حرم بودیم کاش بزم گریه راه میافتد زمانش میشود مادری پهلو شکسته روضهخوانش میشود یا بُنَیَّ تشنه بودی سر جدا کرد از تنت یا بُنَیَّ پس چه شد انگشترت پیراهنت؟ تیغ کند از وضع ذبح حنجرت شرمنده شد تکهای از پیکرت با نعل مرکب کنده شد (حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم) **** مرهمه کربلا هرکی غم یکی رو خورد من غم کربلا روی جنازهم بکشید پرچم کربلا آقام آقام حسین... ***** چه گودالی چه نامرتبه پیکر تو میون جنجالی الهی مادرت بمیره که اینهمه پامالی به زیر دست و پاهای یه لشکری و بیحالی سرت جنگه برای غارت پیراهنت دوروبرت جنگه میون قتلگاه پیش چشمای خواهرت جنگه برای بردن قنیمتای پیکرت جنگه (حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم) ****** تک و تنها میان مردمی نامرد حیرانم سلام از پشت بام شهر سمت شاه عطشانم خودم نامه فرستادم بیایی وای عجب دردی الهی بشکند دست سفیرت کاش برگردی برایت از دل این قوم یاری برنمیآید دلم میسوزد و کاری ز دستم برنمیآید به دست بی وضوها میرسد آیات قرآنت به دندانم که سنگی خورد گفتم: آه دندانت چه بغضی کوفه دارد در دلش از نام بابایت تنور کینهها گرم است ای وای از علیهایت بیا مخفی کند چشم زمستانها بهارت را سهشعبه زیر سر دارد گلوی شیرخوارت را عذابآورتر از این یک حقیقت در جهان غم نیست رقیه صورتش نصف کف دست سنان هم نیست نیاور بین کوفه خواهرت آزار میبیند زبانم لال کوچه جای خود بازار میبیند سر راهش میان هر گذر بنبست خواهد شد عقیله وارد بزم یزید مست خواهد شد ****** تو خیلی خاطرت عزیزه شهر کوفه فتنهخیزه خون گلومو ریختن ای کاش خون از گلوی تو نریزه کاشکی نیزه تو تنت جا نشه کمرت تو علقمه تا نشه روی سینهت که جای رقیهته کاشکی پای هیچ کسی وا نشه ****** (اِرباً اِربا یه تن صد پاره)۲ قد یه دشت کفن لازم داره کوچه کوچه پر شده از نامرد از راهی که داری میای برگرد ****** مسلمتو بردن سر دار بمونه واست علمدار کاشکی نبینن اهل خیمهت آوارگی کوچه بازار آب واسه لبای اصغر بیار با خودت یه چند تا معجر بیار قبل از اینکه خیمه غارت کنند گوشوارهها رو خودت در بیار (وای از بازار، ای بیچاره زینب)۲ (تو بزم می پا میذاره زینب)۲ **** نگران بودی تو نه فکر شمشیر و تیر و سنان بودی نگران خواهرات شام غریبان بودی نگران بودی ***** (خدا میدونه که چقدر گوشواره گم شده)۲ رباب داره دق میکنه گهواره گم شده رقیه پیدا شده و دوباره گم شده حسین جانم... ***** سخته شش برادر داشته باشی شمر بگه چیکار بکن چیکار نکن