
هر زمانت صدا زدم گفتی جان من ناز دانه دختر من هر بار تو را زدم صدا گفتی جان ای من به فدای جان گفتن تو بهترین، مهربانترین بابا خوب کردی که آمدی سویم گرچه ویران نشینم اما تو بنشین روی فرش گیسویم گیسو نمانده زیر پایت پهن سازم در کربلا غارت شده فرش حریرم *** بر چرخ بلندی ندا شد بلبل به کنار گل فدا شد یک بوسه گرفت و گفت بدرود این رمز و کمال عاشقی بود ***