نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتند زیر سایۀ عباس یک به یک بِآفتاب غنچۀ گل نیست سازگار از فرش تا به عرش چه خاکی به سر کنند بر روی چادرش بنشیند اگر غبار این کودکان من که بیابان ندیدهاند به عمر خویش خار مغیلان ندیدهاند پرده نشین کوفه بیابان نشین شده با دختر بتول چهها کرد روزگار چشم طنابهای اسارت به دست اوست زینب به شام رفت ولیکن به اختیار آن بانویی که سایۀ او هم عفاف داشت با رفت و آمد سر بازارها چکار ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد