روضه گودال و اسارت و کبودی

روضه گودال و اسارت و کبودی

[ حنیف طاهری ]
روضه‌ی گودال و اسارت و کبودی
قصّه‌ی خلخال و پای زن یهودی

اونی که پای اعتقادش
اینا شد علت جهادش
حاج قاسم تو بودی

ما خواب بودیم تو رفتی
نیمه شب جمعه پریدی

میون شعله‌ها بودی
حضرت زهرا رو که دیدی

(ای شهید فاطمیه
جای تو خالیه باز رسیده فاطمیه) ۲

تو اون شهیدی که فاطمه رهبرت بود
فاطمه هم رهبر هم این‌که مادرت بود

کی اینجوری شهید می‌شه
چادر فاطمه همیشه سایه‌اش رو سرت بود

ای کاش یاد من بمونه
به گردنم داری چه دِینی

خوشا به حالت شب جمعه
تویی که زائر حسینی

(ای شهید کربلایی
چه عاشقانه رفتی
ما کجا، تو کجایی) ۲

نظرات