نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیدم دست سردار زمین افتاد رو به کربلا زدن فریاد، زدن فریاد خوندم گاهی روضهی تن قاسم گاهی شعر اکبر ناظم، زدم فریاد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ای دل مشو آرام که دلدار نیامد یار هست، تو حرم هنوز علمدار هست علم حیدر کرار هست، سپهدار هست میریم، پرچم صهیون و میندازیم یه حرم مدینه میسازیم که سردار هست ما لشکر ذوالفقار صاحب الزمانیم ما لشکر انتقام سخت شهدائیم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد