بی حیا نعره زد سرش بامن
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن200+
بازدید88.3K
(بی حیا نعره زد سرش با من نفس گرم آخرش با من)۲ سر رو از پیکرش جدا کردن جلو چشمای خواهرش با من )۲ بدنش با من پیرهنش با من جلو چشمای دخترش زدنش با من مادرش بی حال وسط گودال میگه بچم بیکفنه کفنش با من (یا ابا عبدالله، آقای من )۴ (به سنان گفت آخرش با تو سر آوردن هنجرش با تو من دارم میرم از ته گودال آخرین جیغ مادرش با تو )۲ تو بزن نیزه عددش با من تو بزن نیزه دست و پا نزدش با من بریم از مقتل برسیم خیمه تو بکش موی بچه رو لگدش با من (یا ابا عبدالله، آقای من)۴