نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو هوای شهر پیچیده بوی سیب یه صدا داره میگه انا الغریب رسیده دوباره باز هلال غم آقامون داره میگه الی الحبیب قرار چشمامون بازم بگیره نمنم بارون لیلا بشه حسین و ما مجنون روضه بگیریم واسه آقامون بوی دود و اسپند بوی نذری مادری گریون چشم اون که دلتنگه شب آخر (مادر توی گوداله حال خواهرم زاره اسبارو نگه دارید میبینید که جون داره) ۲ لالا پسرم بخواب عزیزم اشکامو روی لبات بریزم پیراهنت هم که بردند آخر میدوزم برات دوباره مادر زمین و آسمان نالان و گریان غریب آقا جانم، غریب حسین جان ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد