
تو شب آرزوها خیلیا آرزو دارن با پدر و مادرشون زائر کربلا بشن مسیرم که اینجا میفته غمامو دم در میزارم دوباره میامو رو شونههای حرم سر میزارم ولی انگاری سر به آغوش مادر میزارم تو صحن چشمام میباره بارون یاد تو میافتم (کاشکی از اول درد دلامو به خودت میگفتم)۲ (حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان)۳ من از این که روزام بیفته رو دور تکرار میترسم که دل خوش کنم به همین قاب عکس رو دیوار میترسم از اینکه به دنیا سرم گرمه انگار میترسم کابوس تلخه، خواب و خیاله، منو بیدارم کن (دوری و دوستی واسم محاله منو بیدارم کن)۲ (حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان)۳