خیر را من باب نابودی شر، آورده‌ام

خیر را من باب نابودی شر، آورده‌ام

[ حاج محمود کریمی ]
خیر را من باب نابودی شر، آورده‌ام
خاندانم را به امداد بشر، آورده‌ام

با بروز آشکار وجه ثاراللهی‌ام
کربلا را از دل تاریخ درآورده‌ام

داغ هرچه دارد این صحرا، خریدارم به دل
دل که جای خود برای دوست، سر آورده‌ام

چشم کوفه کاش دنبال زر و زیور نبود
تا ببیند کاروانی از گوهر آورده‌‌ام

یاد دارم با دعایم، کوفه باران می‌گرفت
من چه حاجاتی که در این شهر برآورده‌ام

نامه‌هایی که فرستادند، همراه من است
کودکان را از جفاشان، بی‌خبر آورده‌ام

چه نیازی هست به خورشید و ماه کربلا؟
کاروانی با خود از شمس و قمر آورده‌ام

هم برای خاک‌های داغ این صحرا، بدن
هم برای آن تنور داغ، سر آورده‌ام

بعد عبّاسم، بنادارم علمداری کند
خواهرم را بیشتر از این نظر آورده‌ام

اکبرم را اکبرم را اکبرم را اکبرم
آنکه از جان خواهم او را بیشتر آورده‌ام

کاش شرمنده نگردم، آخرش پیش رباب
اوّلین‌بار است اصغر را سفر آورده‌ام

اشک، بیش از خون ز دین حقّ حفاظت می‌کند
دختران را از پسرها بیشتر آورده‌ام

تا نبیند صورت حوریه‌ها را آفتاب
از ملائک، سایه‌ای از بال‌وپر آورده‌ام

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمود کریمی محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات