سلام ما به تو ای یک تنه سپاه علی علی است تکیهگه تو، تو تکیهگاه علی تمام درد و غمش در درون سینهی توست دل شکسته و تنهای توست چاه علی به سینهی تو نوشتند با نوک مسمار که هست فاطمه اول شهید راه علی کنار قبر نبی، حمله شد به ناموسش به دادگاه خدا کیست دادخواه علی هزار حیف که در آن میانه حمزه نبود پناه برد به در یار بی پناه علی علی ز سلسلهی انبیا غریبتر است کبودی رخ زهرا بوَد گواه علی چه شد که فاطمهاش را زدند تا دم مرگ یکی نبود ببندد ره نگاه علی دستهایم بسته بود و همسرم را میزدند وای بر من دختر پیغمبرم را میزدند هنوز بر جگر شیعه میزند آتش صدای نالهی زهرا، سرار آه علی سیاه شب، که به خورشید حملهور میشد ستاره له شد و از دست رفت ماه علی خدا گواست که در پشت در چهها افتاد تمام عمر علی زیر دست و پا افتاد من ایستاده بودم دیدم که مادرم را قاتل گهی به کوچه، گه بین خانه میزد گردیده بود قنفض همدست با مغیره او با غلاف شمشیر، این تازیانه میزد دیدم که ریخت خصم ستمکار بر سرش قدم نمیرسید که خود را سپر کنم من ایستاده، ناله زدم وای مادرم مادر نشست روی زمین گفت دخترم وقتی که مادرم به زمین خورد پشت در هفت آسمان خراب شد و ریخت بر سرم از نالهای که مادر مظلومهام کشید احساس میکنم که فدا شد برادرم وقتی که تازیانه به دست مغیره دید لرزید مثل بسمل بی بال خواهرم فضه به قد کوچک زینب نگه نکن من مثل مادرم همه جا یار حیدرم پروانهی همیشهی شمع ولایتم میسوزم و ز مادر خود ارث میبرم خود را برای قتلگاه آماده کردهام آنجا مسلم است که زهرای دیگرم آنقدر دور یوسف زهرا کنم طواف تا جای تازیانه بماند به پیکرم امروز مادرم در خانه است سنگرش فرداست من به گوشهی گودال سنگرم میزد و هیچ نگفتند نزن شمر کسی خواهری را جلوی چشم برادر نزده ای مظلوم حسین غریب حسین بی کس حسین تشنه حسین عریان حسین