نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

توانِ واژه کجا و مَدیح گفتن او؟! قلم، قناری گُنگ است در سرودنِ او کشاندنَش به صَحاریِ شعر ممکن نیست کُمِیت معجزه لَنگ است پیش توسَن او چه دختری که پدر پشتِ بوسهها میدید کلید گلشن فردوس را به گردن او چه همسری که برای علی به حَظِّ حضور طلوع باور معراج داشت دیدن او چه مادری که به تفسیر روز عاشورا حریم مدرسهی کربلاست دامن او همسایهها به مرگ من انگار راضیاند ***** هر چه داریم درِ این خانه همه از دولت زهرا داریم این شب جمعه بگو به زهرا تا حرَم مادر ما را ببَرند پای شمع ز نفَس افتاده تا نفَس هست، نفَس باید زد کاش با نالهی زهرا زهرا نفَس آخر ما را ببَرند ... شعله خوب است بر پَرم بزند وقتِ سوختن بر سرَم بزند مادرت را بگو در این شبها یک سَری هم به مادرم بزند آن که ما را به اکبرت بخشید به عطشهای اصغرت بخشید نعمتش را برام کامل کرد مادرم را به مادرت بخشید غیرِ مِهر تو را به بر نگرفت غیرِ شوق تو را به سَر نگرفت مادرم رفت از بَرم امّا پهلویش هیچوقت به در نگرفت با تو بودن روالمان بادا با تو بودن کمالمان بادا همه آوارهی توئیم حسین شیر مادر حلالمان بادا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد