نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم تنگه منو دوباره رو پاهات بشونی دلم تنگه ... بغلم کنی لالایی بخونی ... دلم تنگه بخندی و خوشی هام بی حساب شه ... دلم تنگه بگی رقیه قند تو دلم آب شه ... بابا جون می بینی تمام موهامو سوزوندن .. گل رو شونه ات رو تو این خرابه ها کشوندن ... تو راه همش تورو می دیدم و گریه می کردم ... نبودی منو رو خاک بیابون می کشوندن ... شب تو صحراها موندم ... من سه ساله تنهایی هی با گریه می گفتم ... عمه جون کجایی ؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد