نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نامِ تورا هر جا شنیدم، گریه کردم هر وقت دختر بچه دیدم، گریه کردم دل سنگیام شهرهاست، اما ناخداگاه تا ماجرایت را شنیدم، گریه کردم (پیشِ تو در رویا برایت روضه خواندم)۲ وقتی به پهلویت رسیدم، گریه کردم از خواب خوش با تازیانه میپریدی اسپندوار از جا پریدم، گریه کردم در مقتلی خواندم لباست پاره بودهاست پیراهن خود را دریدم، گریه کردم آتش گرفتم تا شنیدم گیسویت سوخت آه جگرسوزی کشیدم، گریه کردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد