کجا بودی که همراهت عمویم را نیاوردی
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید3.6K
کجا بودی که همراهت عمویم را نیاوردی؟ دلم میخواست برگردید بالای سرم با هم به دستم سلسله دارم، به پایم آبله دارم بغل کن دخترت را خستهام من، خسته از راهم برای خود نمینالم، به حالِ عمّه میسوزم اگرچه زخم دارم، درد را راندم زِ درگاهم شبی از ناقه افتادم، بماند که چه شد اما دگر پاهای من بابا نمیآیند همراهم مدد از عمّه گرفتم که مرا راه بَرَد یک قدم بُرد ولی دست به دیوار گرفت