نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شبا که خوابتو میبینم، تو خواب چشام میسوزه بابا اگه منو ببینی، دلت برام میسوزه بابا دعا کن، تموم شه دردم شب تا صبح از درد، خون گریه کردم بیا بغلم کن تا من دورت بگردم بابام به قولش عمل میکنه میاد و منو باز بغل میکنه امشب مهمون دارم، مهمونم ماهه تا سحر بیدارم، بابام تو راهه یک شب زِ روی ناقه فتادم به روی خاک از ترس مرده بودم اگر مادرت نبود به چشمش بود تیری و چو با صورت زمین افتاد دوباره تیر با شدت به چشم او فرو میرفت سر به دیوار خرابه میگذارم بچهها گویند من بابا ندارم کاشکی از در، گل احساسم آید همره بابا عمو عباسم آید حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد