سرآمد شامِ غمهايم، مهِ عيدم، كجا بودي
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن11
بازدید6.2K
سرآمد شامِ غمهايم، مهِ عيدم، كجا بودي شبِ آرامشِ من، صبح امّيدم، كجا بودي سفر اينقدر طولاني، نگفتي دختري داري نميداني چهقدر از عمّه پرسيدم، كجا بودي مغيلان چيست، ميداني، فقط اين را بگو بابا زِ پايم دانه دانه خار ميچيدم، كجا بودي نه لالايي نميخواهم دگر، امّا در اين مدت كه من از درد يك شب هم نخوابيدم، كجا بودي نميخواهم بگويم كه كجا رفتم، نميخواهم بپرسم از تو در بازار چرخيدم، كجا بودي نميخواهد بگويي كه كجا رفتي، نميخواهد كه از خاكسترِ گيسوت فهميدم، كجا بودي به زحمت روي پنجه ايستادم در ميانِ بزم خودم با چشمِ خود ديدم، خودم ديدم، كجا بودي شاعر: محمد رسولی ***