نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رَه وصال هزار و یک امتحان دارد ولی چقدر سه ساله مگر توان دارد؟ به قدر دو دهه بوسه به من بدهکاری رقیه کمتر از اینها ولی زمان دارد گرسنگیِ مرا باز یادم آوردی چرا هنوز سر و روت بوی نان دارد؟ فدای آن دهنت ساكتی چرا امشب؟ مگر یتیمِ تو در دست خیزران دارد؟ مجال نیست بگویم که روسریم چه شد نپرس این سر آشفته داستان دارد فقط بدان که سگِ شمرها و حرملهها شرف به پنجهی بیرحم شامیان دارد برو بگو به اباالفضل چشم تو روشن که زجر هست و عزیزِ تو سایهبان دارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد