گفتم دلم تنگه برا، روزایی که بازی میکردی با من
حاج مهدی سلحشورپسندیدن11
بازدید3.1K
(گفتم دلم، تَنگه بَرا روزهایی که بازی میکردی با من) ۲ چند وقته انگار خیلی سردی با من (گفتی بخواب، رو دستِ من) ۲ زینب هنوز بازوی من کبوده گفتم برای رفتنِ تو زوده گریه کرد، رو شونههام، دیشب حسن هرچقدر، گفتم چیشد؟ نگفت به من (خونه شد خونهی غم، نرو نرو نرو) ۲ (از تو خواهش میکنم، نرو نرو نرو) ۲ بازهم چرا؟ خونی شده پیراهنی که صبح برات آوردم از اینهمه غُصّه چرا نمُردم؟ خسته شدی، از بَستَرِت پهلو به پهلو شدنت عذابه از بس که زخمهای تو بیحسابه خواب دیدم، که خوب شدی، مثل قدیما تا کِی برات، باید آخه، گریه کنیم ما؟ (تورو به حسین قَسَم، نرو نرو نرو) ۲ (از تو خواهش میکنم، نرو نرو نرو) ۲