
چه کس به قرص قمر اینچنین حجاب زده به جلوه آمدهای، با رخ نقاب زده زِ ریش ریشی تحتُ الحَمَک مشخص بود که روی بند تو را با چه اضطراب زده صلات ظهر تجلی نمودهای اما رخ تو طعنه به رخسار آفتاب زده دهان هر که تو را خوانده طفل میبندیم کدام بی ادبی حرف بی حساب زده دوباره نام حسن زنده شد در این عالم که بچه شیر جمل پای در رکاب زده کفن به جای زره بر تنت کند مادر به اشک دیده به گیسوی تو گلاب زده نگاه شور زِ روی تو دور، پور حسن که چشم زخم شرر بر دل کباب زده مدینه زنگی مادرم را زِ هم پاشید چه ضربهها که به اولاد بو تراب زده همین که ناله زدی ای عمو بیا کمکم عمو زِ خیمه رسیده ببین شتاب زده زِ زخم سینه و پهلو و صورتت پیداست کسی که ضربه زده از روی حساب زده