
بیا مادر به این کوچه، همه مشتاقتان هستند به خدمت شالشان را بر کمر بستند همه از اشک در چشمانشان باغ فدک دارند به روی سینه از بس مشت کوبیدند یک سینه ترک دارند و با مظلومها از جمله مولا دردهای مشترک داردند همه سر را به زیر افکنده و در خویش میسوزند به یاد کوچه میافتند بیش از پیش میسوزند در این کوچه عزای توست ما دنبال تابوت تو میآییم تمام راه مولا را فقط با گریه میپاییم شبی آرام و غمگین است به روی شانهی شیعه غمی مانده که سنگین است شبی که روی گونه اشک،چون آب روان داریم همه مانند زینب آستینی در دهان داریم بیا ای سینهزن امشب تو هم مانند زینب باش تو هم مانند بیبی از شب و گریه لبالب باش بجای آن شبی که مخفیانه شش نفر تابوت میبردند به جای آن شبی که بچهها هی گریه را با زور میخوردند تو امشب مثل مادر مردهها فریاد و غوغا کن ***** منو تنها نذاری، روی دلم پا نذاری چطوری دلت میاد، زینبو تنها بذاری سپرِ بلای من، عاشق و مبتلای من یار باوفای من، درد من و دوای من ***** بریز آب روان اَسماء به جسم اطهر زهرا که شویم این گل رعنا ولی آهسته آهسته بریز آب روان رویش که شویم دست و بازویش