تصویر حاج مهدی سلحشور - بین محراب ازل گرم سجودی بانو

بین محراب ازل گرم سجودی بانو

[ حاج مهدی سلحشور ]
(بین محراب ازل گرم سجودی بانو)۲
اولین فاطمه‌ی صبح وجودی بانو

عصمت حضرت حق شد متجلی در تو
می‌فرستد خود الله تحیت بر تو

قلب پر مِهر تو گنجینة الاسرار نبی‌ست
کوثری، سهم جهان در طلبت تشنه لبی‌است

نام تو فاطمه یا فاطمه تسبیح علی‌است
یاد تو لحظه‌ی اعجاز مفاتیح علی‌است

با تو تکلیف قدر حکم قضا معلوم است
در کنار تو دگر صبر و رضا معلوم است

تو که در بندگی و زُهد و وفا دریایی
پاره‌ی قلب نبی، انسیة الحورایی

 لحظه‌هایت همه ایثار، صداقت، تقوا
راضیه، مرضیه، صدیقه، زکیّه، زهرا

خانه‌ی ساده‌ات از صدق و صفا لبریز است
قلب سجاده‌ات از شور دعا لبریز است

خانه داری تو که شهره‌ی آفاق شده
عرش اعلی به تماشای تو مشتاق شده

بین دستان تو دستاس اگر می‌گردد
گردش کون و مکان هم به تو بر می‌گردد

آسمان محو تو و این همه معصومیّت
گرهی زد به پر چادر تو با نیّت

چادرت مظهر تقوا و عفاف است ببین
آسمان دور سرت گرم طواف است ببین

چه بگویم که بود فاطمه جان درخور تو
عالمی گشته مسلمان تو و چادر تو

این تویی که همه جا اذن شفاعت داری
تو که در هر نفست صبح هدایت داری

انقلاب تو شده مبدأ ایمان مادر
شده مدیون تو و خون تو قرآن مادر

تا قیامت به همه درس بصیرت دادی
تو به دین بار دگر شوکت و عزّت دادی

با وفاداری تو راه ولایت باقی‌ست
راه ایثار و صبوری و شهادت باقی‌ست

امتداد ره تو نهضت عاشورا شد
نقش یا فاطمه سربند مجاهدها شد

****
آن شهیدان که سوی معرکه با سر رفتند
تا که از مرتبه‌ی عشق فراتر رفتند

در جنون طعنه به مجنون زده بودند آری
عاشقانه به دل خون زده بودند آری

آه، آنان چه دلیرانه خطر می‌کردند
آن سوی حادثه وقتی که سفر می‌کردند
 
چه سبک بال سوی عرش خدا می‌رفتند
از شلمچه همه تا کرب و بلا می‌رفتند

یاد آن شور و خروش آن همه ایثار به خیر
یاد آوینی و خرازی و صیاد به خیر

دست شستند ز جان همچو علی اکبر
تا که جولان‌گه دشمن نشود این کشور

آه یاران همه جا عرصه‌ی جنگ است هنوز
بستابید نه هنگام درنگ است هنوز

دیده‌ی دشمن بدخواه از این خطه به دور
به سلامت گر از این مرحله کردیم عبور

فجر اسلام دمیده‌است و سحر نزدیک است
و بخوان نصر من الله، ظفر نزدیک است

دیده‌ی مردم دنیاست به ما می‌دانید
همه حساسی این مرحله را می‌دانید

دو قدم مانده اگر تا سحر پیروزی
اختلاف است ولی آتش خرمن سوزی‌است

دوستان، این همه از قصه‌ی وحدت خواندیم
آری از همدلی و صبر و بصیرت خواندیم

(نکند رهبرمان خسته و بی‌یار شود)۲
(نکند تلخ‌ترین حادثه تکرار شود)۲

(وای از ان روز که شد آتش فتنه برپا
ماند مولا وسط کوچه‌ی غربت تنها)

(آه اگر بسته شود دست امیری سخت است)۲
آه در اوج دلیری چه اسیری سخت است

صبر بی‌صبر شد از دیدن دستان علی
فاطمه آمد که گردد سپر جان علی

نتوانست ببیند شده مولا بی‌یار
گرچه بین در و دیوار سپر شد یکبار

گرچه در آتش این فتنه همه هستش رفت
گرچه با ضربه‌ی در محسنش از دستش رفت

باز از غربت مولا به لبش جان آمد
باز با پهلوی مجروح به میدان آمد
****
آروم‌آروم اشک چشام میاد رو گونه‌هات
و می‌گیره صدات مثل همیشه

خواهشا فایده نداره حسن بیی‌قراره 
حسینم می‌باره اون پا نمیشه

(آه بمیرم مادر دست تو سرده
مثل پائیزی رنگ و روت زرده)۲

(آب شده زهرا بدنت، چجوری زدنت
که اینجور حسنت داره می‌لرزه)۲

خانوم چی بود گناه تو یا اشتباه تو
که بسته راه تو یک سگ هرزه

(آه داره می‌میره زینب کبری)۲
(پاشو کاری کن حضرت زهرا)۲

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج مهدی سلحشور حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سلحشور

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد