خرد را یافتم گفتم علی کیست بگفت آنکس که وصفش حد کس نیست علی حسینست در آئینه غیب که وصفش از زبان ما بود عیب علی ویران نشین عرش پیماست از این پایین تر از آن نیز بالاست نه لوح و نه سپهر و نه قلم بود علی عبد خدا پیش از عدم بود همه در هر زمان وصفش شنید نمی دانم وی را کی آفریدند شب معراج نشنیدی که احمد درآن خلوت سرای حی سرمد چه گویم تانریزد آبرویم تو خود گو کیستی تا من بگویم تو ابر فیض و مادشت کویریم تو فریاد رهایی ما اسیریم هر چند آسمان و زمین در مدار توست بازی یتیم شدن افتخار توست
یا حیدر