
بهار اهل ولا بهار روی علیست بهار اهل ولا، بهار روی علیست چاک، گریبان گل، به بوی موی علیست چشم زمین و زمان، به جستجوی علیست بهشت هم کوچهای، به سوی کوی علیست ز شوق نرگس بود، چشم و کِشَد انتظار بیا تبسم به لب، احمد محمود بین به مجمر آسمان، ستاره را عود بین به بزم ارجوزه خوان، حضرت داوود بین شادتر از کائنات، مهدی موعود بین آنکه نباشد جز او، میر ولایت مدار حق دو عمو زاده را، به هم چو پیوند داد به خاتم المرسلین، خاطر خرسند داد عروس را رونما، داماد لبخند داد بر این دو یکتا خدا، چهار دلبند داد از پسر دومین، امام پنج و چهار علی امید ذبیح، آمر تیغ خلیل مدرس انبیاء، معلم جبرئیل مهلک فرعونیان، منجی موسی به نیل خضر اگر گم شود، به خضر گردد دلیل جز احمد و جز احد، بر همه آموزگار شرط عبادات این، قبول طاعات آن متن روایات این، معنیه آیات آن رمز اشارات این، راز عبادات این پیر خرابات این، مادر سادات آن هم به هم آیند، هم به هم آیینهدار کعبهی آمال من، کوکب اقبال توست هم تو پر و بال او، هم او پر و بال توست عیان در این آینه، همیشه تمثال توست طی شده نه سال من، نوبت نه سال توست اوست بهار آفرین، رفته از او نه بهار خوش آمدی ای به حق، کوثر قرآن من قلب من و روح من، نبض من و جان من بتاب بر کلبهام، ای که تابان من مَنِه قدم بر زمین، بنه به چشمان من چیست سزاوار تو، مگر کنم جان نثار
زهرا نظریانحال کردم با این مدح علی جان همه زندگیم فدایی شما و فرزندان شما