نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نسل رودیم، زادهی دریا موج خیزیم و صاحب ژرفا همچو شمعیم، پاک و روشن دل مثل پروانهایم، بیپروا ما چو کوهیم، با وقار، آرام اهل صبریم، اهل صبر امّا گر بخواند به رزممان رهبر گر که ما را به صف کند مولا میزنیم، آنچنان به گُردهی خصم که نماند تنی از او برجا هست همت، نصیب ما امروز هست نصرت، از آن ما فردا میرسد صبح مرگ اسرائیل میرسد شام دفن امریکا روزی آخر، نماز میخوانیم در شبستان مسجد الاقصی این همان وعده است، وعدهی او وحده لا اله الا هو جاده آورده، عطر رحمت را دشت، سرشار شد نجابت را آی باران، دوباره جاری کن در زمین، چشمهی کرامت را با حضور تو، دل به یاد آورد خاطرات امام امت را آن امامی که یاد از او دارند سروها، کوهها، صلابت را یادمان داد، پایداری را یادمان داد استقامت را گاه از انقلابمان میگفت تا بدانیم، قدر نعمت را آن امامی که خوب باور داشت که جدا نیست، دین سیاست را آن امامی که یادمان داده که جدا نیست، دین سیاست را آن امامی که مرد ایمان بود پیر رزمندگان لبنان بود قلب شارع، که صبح ایمان است روشن از پرتوش، دل و جان است مستم از آفتاب صاحت عرش آفتابی که از خراسان است نغمهای باز میرسد بر گوش نغمهای که بسی خروشان است از دل فَکه، پاوه، اندیمشک از طلائیه، فاب، بُستان است شور صحرا، به یُمن مجنونت شور دهلاویه به چمران است باز عطر دو کوهه میآید حاج احمد، مگر سخنران است باکری، کاوه، باقری، همت چقدر بزم ما، چراغان است (ای جوانان، ز یادمان نرود هر چه داریم، از شهیدان است)۲ آن دلیران معرکه، که هنوز دشمن از نامشان، حراسان است ای جوانان، ز راه برگشتن نقض عهد است، نقض پیمان است عهد بستیم، یادمان نرود خیز تا آنکه، کاروان نرود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد