نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نسل رودیم زادهی دریا موجخیزیم و صاحب ژرفا هم چو شمعیم پاک و روشندل مثل پروانهایم بیپروا ما چو کوهیم با وقار آرام اهل صبریم اهل صبر اما گر بخواند به رزممان رهبر گر که ما را به صف کند مولا میزنیم آن چنان به گُردهی خَصم که نماند تنی از او بر جا هست همت نصیب ما امروز هست نصرت از آن ما فردا میرسد صبح مرگ اسرائیل میرسد شام دفنِ امریکا روزی آخر نماز میخوانیم در شبستان مسجد الاقصی این همان وعده است، وعدهی او وحدهُ لا اِلهَ اِلّا هو چقدر مانده تا سحر برسد از فضا بوی مُشکِ تَر برسد دشمن ما هنوز منتظر است عمر این انقلاب سر برسد غافل از آنکه در راه است آخرِ کارِ فتنهگر برسد جادهها اشک شوق زین کردند تازه هنگامهها خبر برسد باش تا صبح دولتت بدمد باش تا مژدهی سفر برسد جمعهها بیقرار میگویم روزی آن یار از سفر برسد روزی آن یار میرسد آری دشتها میشوند گلکاری یا رب آن عطر ناب را برسان حضرت آفتاب را برسان آن سوار دلیر را بفرست عزم پا در رکاب را برسان انقلاب از دعای او باقیست صاحب انقلاب را برسان خیمهی عمرمان عَطَش دارد یا اباالفضل آب را برسان ای منتقم خون شهیدان برگرد از مشرقِ پر فروغِ ایمان برگرد با سیصدو سیزده مسیحایی دَم با همت و باکری و چمران برگرد یابن الحسن یابن الحسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد