ازعرش از میان حسینیهی خدا
حاج مهدی سلحشورپسندیدن10
بازدید3.5K
از عرش از میان حسینیهی خدا آمد صدای نالهی حی علی العزا جمع ملائکه همه حیران شدند و بعد گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا آدم ز جنت آمدو نالهکنان نشست در بزم استجابت بیقید هر دعا جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت: یارب اجازه هست شوم فرش این عزا آنگاه گفت: روضه بخوان ایها الرسول جانم فدای تشنه لب دشت کربلا **** از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا **** اگر کشتند چرا آبت ندادند؟ چرا زان در نایابت ندادند؟ اگر کشتند چرا خاکت نکردند؟ کفن بر جسم صد چاکت نکردند؟ چرا رنگ لبت چون ارغوانه؟ گمانم جای چوب خیزرانه **** مادر آب کجایی پسرت آب نخورد پدر خاک کجایی پسرت خاک نشد