نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گم شده راهم، چه بیاراده افتادم از پا، میان جاده ولی دوباره، این دل ساده با صدتا امید، دل به تو داده از خونهی تو، وقتی میشم دور تا قفس غم، دل میشه محصور میشه نصیبم، یه قلب رنجور دنیای تاریک، شبای بینور نه آبرویی، نه اعتباری با دست خالی، با شرمساری با قلب خسته، با اشک جاری میخوام رو قلبم، مرحم بزاری الهی العفو... تومثل مردم، نگام نکردی با روسیاهیم، رهام نکردی از بین خوبان، سوام نکردی از اهل بیتت، جدام نکردی تو مهربونی، تو چارهسازی آبرو داری، محرم رازی داره دلم چه، سوز و گدازی آخه میدونم، بندهنوازی الهی العفو... دیگه به عشق، تو من اسیرم با دست خالی، هیچ جا نمیرم یا که همین جا، برات میمیرم یا حاجتم رو، ازت میگیرم چه شوری داره، زمزم احسان چشمای خیس و، نم نم الوان شبای جمعه، بوی گل یاس طواف دست، رشید عباس جانم ابالفضل... دوباره قلبم، لبریز غم شد برا امیری، که بیعلم شد قامت ارباب، شکست و خم شد وقتی که دست، سقا قلم شد یل سپاه و، تیر سهشعبه تنها پناه و، تیر سهشعبه نور نگاه و، تیر سهشعبه چشمای ماه و، تیر سهشعبه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد