نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منم آن گناهکاری، که به سوی تو دوان است تویی آن بزرگواری، که کریم و مهربان است تو همیشه در فرازی، تویی آن گدا نوازی که در اوج بی نیازی، نگران بندگان است رَبَنا الهی العفو... به شب سیاه نوری، برسان پل عبوری دل من برای دوری، ز گناه ناتوان است تو اگر مرا برانی، در دیگری نکوبم که به غیر از آستانت، همه جا پر از ضیان است (همه عمر جز تو یارب، چه کسی رفیق من بود تو امان من نباشی، چه کسی مرا امان است؟)۲ تو خدای مرتضایی، که همیشه با وفایی به گدای بی نوایی، که ضعیف و ناتوانم برو ای گدای مسکین، در خانهی علی زن که امیر با خدا در، نجفش همآشیان است بگذار جای کعبه، سر خود به پای حیدر تو اگر بهشت خواهی، نجف علی جنان است به علی الهی العفو... خوشم اینکه خاک پای، پسر ابوترابم همه عمر سایهبانم، علم حسین جانم به حسین الهی العفو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد