نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کو یک نفر که یاد دل خستگـان کنـد؟ یا لا اقــل، حــکــایت ما را بیـان کند من زیر بـار معصیـتم ضعف کردهام دستی کجــاست، تا مدد نـاتـــوان کند (تب کـردم از مرور گـناهان کوچـکـم کو آتشی که خجلت ما را، نـهان کند؟)۲ ما بی سلیقهایم، تو حـاجات ما بخواه ورنه گـدا، مــطالبهی آب و نـان کند ما را مران ز خویش، چرا که زمانه راند حاشا که دوست، کار زمین و زمان کند چیزی نصیب تو، نشود از عذاب من ایزد کجا مرا محاربه با استخوان کند؟ شبهــا مرا، برای خودت انتـخاب کن فرصت مده که دیگریام امتحان کند درهم بخر که سخت گرفتار و در همیم خوب است گرچه چشم تو،ما را نشان کند از تو بعید نیست رفیق گدا شوی مرد کریم، میل به مستضعفان کند محرم نمیشود به مناجات نیمه شب هر کس که رو به محفل نامحرمان کند صبح قیامت است و، به تو میبرم پناه آغوش تو مگر که مرا میهمان کند آفتاب با آفتاب روز جزا پاک میشود هر کس که قهر از کرم آسمان کند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد