نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گرچه همیشه رازم، پیشِ تو بَرمَلا بود نشکن دلِ کسی که کارَش خدا خدا بود شرمندهام به قرآن، خیلی خراب کردم ویرانهی دلِ من، یک روز خوشنما بود ظرفِ پُر از ترَک را، نقداً خودَت خریدی قلبِ شکستهی من، با آنکه بیبها بود دست از تو تا کشیدم، دنیا کشیدهام زد عاشق بدونِ معشوق، سهمَش فقط بلا بود تا گوشهای نشستم، پیشم نشستی انگار پس راه اصلی من، در کُنجِ انزوا بود حتّی نگفتهای کیست، من را بغل گرفتی بخشایِشَت همیشه بیچون و بیچرا بود چادرنماز زهرا، مصداق یا مُجیر است در اوجِ بیپناهی، مادر پناه ما بود آب و غذای ما را، شخصِ حسن رسانده رزق از کریم خوردن، خوشبختیِ گدا بود بیچارهام به حقّ حیدر الهی العفو مُهر قبولی من، در دستِ مرتضیٰ بود قیمت گرفته تُربَت، تا خاکی از نجف شد ایوانطلای حیدر، اعجاز کیمیا بود نوکر دلش گرفته، دلتنگیاش حسین است ای کاش روزیِ ما، امسال کربلا بود افطارِ تشنهلبها اشک است، اشک روضه یاد همان لبی که پامالِ چکمهها بود کُهنهحَصیر دِه هم، جمعَش نکرد آخر آن جسم قطعه قطعه، از بس جدا جدا بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد