نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آب رو خرج آبرو کردم با همین اشک و ناله خو کردم به کرمخانۀ تو رو کردم سر سجاده آرزو کردم در مسیر تو باشم از این پس سربه زیر تو باشم از این پس نه فقط اینکه جرأتم دادی مهربانانه فرصتم دادی بار دیگر لیاقتم دادی ای عزیزم خجالتم دادی شاد از آنم تمام امیدم رمضان را نمردم و دیدم منم آن بندهای که حیرانم به سر سفرۀ تو مهمانم تو به رویم نزن که میدانم دیگر از کردهام پشیمانم روضه گردم خدا قبولم کن توبه کردم خدا قبولم کن اول و آخرین من الغوث مددی بهترین من الغوث همه شب همنشین من الغوث أرحم الراحمین من الغوث ای ز هر به تو بهتر ادرکنی مهربانتر ز مادر ادرکنی مست عطر خداییام از تو نیمه شب شد هواییام از تو نی به لب نینواییام از تو آه کرببلاییام از تو به سر روی نی قسم امشب هوس روضه کردهام امشب **** رأس تو را به روی نی، هرچه نظاره میکنم سیر نمیشود دلم، نگه دو باره میکنم گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره میکنم به دختران خود بگو که گوشوارهها چه شد گریه به گوشواره نه، به گوش پاره میکنم هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی گاه نگاه سوی مه، گه به ستاره میکنم رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد؟ خنده زآه آتشین به سنگ خاره میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد