دلم تنگه برا صدات
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید2.5K
دلم تنگه برا صدات چقد زخميه لبات چقد پرخونه چشات صدام كن امشب پدر دلم تنگه برا صدات با خودم مي گفتم اگه ديدمت بگم غصه هامو تو شلوغي شام توي ازدحام ديدي گريه هامو "حالا كه ديدمت همه غصه هام يادم رفت حالا كه ديدمت همه غربتام يادم رفت درد پام يادم رفت" *** شكسته بال و پرم ببين چي اومد سرم كبوده اين صورتم چه قد رفتم به مادرم شاميا خنديدن به درداي من نبودي ببيني تا مي گفتم بابا من و مي زدن نبودي ببيني مي زدن شاميا به ما طعنه ها اي بابا مي زدن شاميا با سنگا به ما اي بابا بي هوا اي بابا "حالا كه ديدمت همه غصه هام يادم رفت حالا كه ديدمت همه غربتام يادم رفت درد پام يادم رفت" ***