نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهر از زهرِ جَفا بال و پَرَم میسوزد با تو آنقدر بگویم، جگرم میسوزد جگرم سوخت ولی از اثرِ زهر نبود جگرم از غمِ مادر پدرم میسوزد لحظهای هم نرود از نظرم آتشِ در دائماً فاطمه پیشِ نظرم میسوزد زینبم! از غمِ من اشک مَریز و بنگر از غمِ کربوبلا چشمِ تَرَم میسوزد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد