خواهر از زهرِ جَفا بال و پَرم میسوزد
سیدرضا نریمانیپسندیدن9
بازدید7K
خواهر از زهرِ جَفا بال و پَرَم میسوزد با تو آنقدر بگویم، جگرم میسوزد جگرم سوخت ولی از اثرِ زهر نبود جگرم از غمِ مادر پدرم میسوزد لحظهای هم نرود از نظرم آتشِ در دائماً فاطمه پیشِ نظرم میسوزد زینبم! از غمِ من اشک مَریز و بنگر از غمِ کربوبلا چشمِ تَرَم میسوزد