نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از بس که زخم های دلم بیشماره بود هفت آسمان ز چشم ترم پر ستاره بود بیگانه جای خود که مرا آشنا شکست با این هم که هم سفرم سنگ خاره بود (تشت از حرارت جگرم داد میکشید)۲ از بس که داغ بر جگر پاره پاره ماند زهری که میشکافت دل سنگ خاره را با من چه کرد که نفسم در شماره ماند خونِ دهان مجال سخن را ز من گرفت در بسترم وصیت من با اشاره بود (خاموش بودم از غم غیرت تمام عمر)۲ این راز سر به مهر گریبان پاره بود درگوش مانده آه پس از سال ها هنوز آهی که از شکستن یک گوشواره بود (قدم نمی رسید تا سپر مادرم شوم )۲ بر خاستن به پنجهی پا کاش چاره بود دیدم به چشم خویش که مادر دگر ندید مویم سپید شد اگر از آن نظاره بود (من که نخفته بودم از این غم تمام عمر)۲ تابوت پیش چشم ترم گاهواره بود قسمت نبود در دل تابوت خفتنم تشییع تیر روضه این سوگواره بود تشییع من دومرتبه بود و ولی حسین تشییع جسم پر پر او چند باره بود (بس که ستور از تن او رفت و باز گشت)۲ (چون رشته های زلف تنش پاره پاره بود)۲ مونده روی زمین، پیکر تو رها اسلام علی من دفنه اهل القری خواهرت اگه نیست رفته شام بلا ریگ و رمل بیابان برات گرفتن عزا همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست قاتل اگه به سرش برسه آخ خدا به داد موی دخترش برسه حسین حسین حسین حسین .. . خطابی کردز من مادرش را خیلی دیر آمدی بردند سرش را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد