تصویر سیدرضا نریمانی - زهری پلید بر جگرش کارگر شده
تبلیغات نوا

زهری پلید بر جگرش کارگر شده

[ سیدرضا نریمانی ]
زهری پلید بر جگرش کارِگر شده
آقای غصه‌ها نفَسش مختصر شده

کم‌کم تمام حجم تنش، آب می‌شود
مانند فاطمه بدنش آب می‌شود

خواهر رسید و فاجعه را در نظاره شد
از شعله‌های خونِ لبش، در شراره شد

می‌دید زخم کوچه دهان باز کرده است
راز مگوی کوچه زبان باز کرده است

از عهد کودکی جگرش پاره پاره است
او کشته‌ی شکستن یک گوش‌واره است

درکوچه دست سنگ‌دلی از سرش گذشت
یادش نمی‌رود که چه بر مادرش گذشت

از ضرب کینه چادر مادر به گِل نشست
همراه گوشواره غرور پسر شکست

دیوار را هنوز به یادش می‌آورد
مسمار را که هیچ ز خاطر نمی‌بَرَد

سم را بهانه کرد که راحت شود مگر
از خاطرات کوچه و کابوس میخ و در
...
هیشکی نبود بگه، این گل که پر‌پره
این زن که می‌زنید ناموس حیدره

از عمد مادر و پیش پسر زدند
از عمد با لگد محکم به در زدند

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد