تصویر سیدرضا نریمانی - چشمهای نجیب یعنی تو

چشمهای نجیب یعنی تو

[ سیدرضا نریمانی ]
چشم‌هایِ نَجیب یعنی تو
غرق در عِطرِ سیب یعنی تو
السَّلام‌ ای کریم آل‌ الله
به غمِ دل طبیب یعنی تو

و لِسانِ شَکور یعنی تو
و نگاه مُنیب یعنی تو‌
ای فدای مَزارِ ویرانت
در مدینه غریب یعنی تو

نیمه‌شب چشم‌های بارانی
کودکِ غم نَصیب یعنی تو
و زمانِ گذشتن از کوچه
گریه‌های عَجیب یعنی تو

بانیِ روضه‌ها سلام آقا
شورِ اِبن شَبیب یعنی تو
خونِ دل بر مَحاسِنت جاریست
شاه شَیبُ الخَضیب یعنی تو

روضه خوان غریب عاشورا
معنی آیه‌های اَعطَینا
تو نگار مدینه‌ای آقا
سفره‌دار مدینه‌ای آقا

ضربِ شمشیرِ تو شبیهِ علی
یِکِّه تازی، تو فاتحِ جملی

وقت دیدار با خدا حالت‌
می‌شود باز تا خدا بالت

یوسفِ اَهلِ بیت پیغمبر‌
ای امام و امیر بی‌یاور‌

ای غریب مدینه، بر تو حسن
تُهمَتِ کُفر می‌زند دشمن

خونِ دل خوردی از زمانه زیاد‌
می‌کنی یادِ تازیانه زیاد

یادِ آن روز‌هایِ کودکی‌ات
روز‌هایِ عزایِ کودکی‌ات

کوچه‌ای تنگ و کوچه‌ای باریک
سینه‌ای سنگ و سینه‌ای تاریک

صحنه‌هایش هنوز یادت هست
راه را بی‌حیایِ بی‌دین بَست

کوچه را بست، ماجرا بد شد
دستِ نامرد از سَرت رد شد

مادر افتاد، گوشوار افتاد
مادری با دو چشمِ تار افتاد

جایِ پایی رویِ پَرَش مانده
ردِ خون روی مَعجَرَش مانده

لاله‌ی مویَت خزانی شد
بین آن کوچه قَد کمانی شد

گَردِ ماتم نِشست بَر رویت
در جوانی سِپید شد مویت

******
ایستاده‌ام به روی پَنجه‌ی پایم
اما دستش از روی سرم رد شد و بَر مادر خورد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد