تصویر سیدرضا نریمانی - تیرها گرچه به تابوت تو را دوخته‌اند
تبلیغات نوا

تیرها گرچه به تابوت تو را دوخته‌اند

[ سیدرضا نریمانی ]
تیره‌ها گر چه به تابوت تو را دوخته‌اند
لااقل پیکر خونین تو دارد کفنی

اشک‌هایش به مادرش رفته
سینه‌ی پر شراره‌ای دارد

نه، به یک تشت اکتفا نکنید
جگر پاره‌ پاره‌ای دارد

از علی هم شکسته‌تر شده است
علّتش کینه‌ها، حسادت‌هاست

غربت چشم‌های مظلومش
سند محکم خیانت‌هاست

خواهرش را کسی خبر نکند
مادرش خوب شد که اینجا نیست

لخته خون‌ها سر لج افتادند
هیچ تشتی حریف آن‌ها نیست

از غرور شکسته‌اش پیداست
صبر هم‌صحبت دل آقاست

من از چشم سر نمی‌بینم
کوچه‌ای شوم قاتل آقاست

کوچه‌ای تنگ، کوچه‌ای تاریک
شده کابوس هر شب آقا

برگه را پس بده نزن نامرد
چیست این جمله بر لب آقا؟

از صدای شکستن بغضش
چشم دیوار‌ها سیاهی رفت

مادرش راه خانه‌ی خود را
تا زمین خورد، اشتباهی رفت

تا که باغش میان آتش سوخت
میله‌های قفس نصیبش شد

کودکی نه بگو خزان بهار
پیری زودرس نصیبش شد

نفسش بند آنده ای وای
بخدا نای روضه خوانی نیست

شکر دارد که گوشه‌ی این تشت
لااقل چوب خیزرانی نیست

راهمونو بست، فکرشو نمی‌کردم
مادرم نشست، فکرشو نمی‌کردم
گوشواره شکست، فکرشو نمی‌کردم

یکی نبود بگه نامرد بس کن یه زنه
فکرشم نمی‌کردم اینجور بزنه

قّدم نرسید آخر، حالا منم و حسرت
من موندم و یه کوچه من موندم و خجالت

آه مادر و نه نمی‌ره از یادم
من دوشنبه رو نه نمی‌ره از یادم
دیوار و سر و من نمی‌ره از یادم

سند غربت بابام امضا شده بود
نه نمی‌ره از یادم اون روی کبود

لبخند رو لبای بابامونو گرفتند
بی دینای مدینه دنیامونو گرفتند

روزگار من با غم دلم سر شد
حال مادرم هر دقیقه بدتر شد
درد پدرم دیگه چند برابر شد

نمی‌دونم چرا دستاش بالا نیومد
هی نفس نفس می‌زد حرفی نمی‌زد

سِنّی ندارم امّا موهام همه سفیده
دیدی سر جوونی ناموس ما شهیده

قدّم نرسید آخر حالا منم و حسرت
من موندم و یه کوچه من موندم خجالت

هیشکی نبود بگه این گل که پرپره
این زن که می‌زنی ناموس حیدره

از عمد مادر و پیش پسر زدند
از عمد با لگد محکم به در زدند

مادرم از قدیم می‌زد حرف
مادرم سر به زیر می‌زد حرف

مردک پست رذل سیلی زد
بی هوا با دو دست سیلی زد

بدن من شکسته از کوچه
مادرم تا نشست در کوچه

استراحت نداشت مادرمان
خواب راحت نداشت مادرمان

مادرم دل شکسته می‌خوابید
می‌شد از درد خسته می‌خوابید

با سر نیمه بسته می‌خوابید
اکثراً هم نشسته می‌خوابید

مادرم رفت و مادرم رفت و پیر شد بابا
بعد از آن سر به زیر شد بابا
****
خسته بود آقا
تازه روی مرکبش نشسته بود آقا
می‌زدند سنگ سرش شکسته بود آقا

تنهای تنها بود تنهای تنها رفت
آروم جون من زیر دست و پا رفت

ای حسین، ای حسین

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

نظرات

2 نظر ثبت شده

آواتار کاربر
کاربر ناشناس کاربر

اجرتان با فاطمه زهرا سلام الله علیها

۱۴ شهریور ۱۴۰۳
آواتار کاربر
کاربر ناشناس کاربر

عالی عالی عالی

۱۳ شهریور ۱۴۰۳